المحقق السبزواري

307

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

مخاطرها « 1 » و شوق تسلّط و غلبه و بلندى و مزيد جاه و اعتبار بود . « 2 » و هريك از اين قوّتها را افراطى بود ؛ يعنى ، زيادتى از اندازه‌اى كه مقتضاى عقل و شرع است . و تفريطى بود ؛ يعنى ، كمتر بودن از آنچه عقل و شرع تقاضاى آن مىكند . [ 78 آ ] و ردائتى باشد ؛ يعنى ، بدى . و آن‌چنان باشد كه آن قوّت بر نحو بد استعمال شود . مثلا افراط قوّت شهوانى در اكل آن است كه زياده و بيشتر از آن حدّى كه عقل و شرع تحديد كرده استعمال شود ، و تفريط آنكه غذايى متوسّط كه حافظ صحّت مزاج و استقامت قوا باشد استعمال ننمايد ، و ردايت آنكه استعمال غذاهاى غير معقول و غير مشروع نمايد ، چون استعمال خباثت و نجاسات و محرّمات و امثال آن . و هريك از اين قوّتها را اعتدالى بود و آن خلوص آن قوّت بود از مرتبهء افراط و تفريط و ردايت ، و آن مرتبهء توسّط و اقتصاد باشد و آن به آن حاصل شود كه استعمال آن قوّت بر وجهى باشد كه منافى آداب و قوانين عقلى و شرعى نبوده باشد . كناره گرد خطرهاى بيكران دارد * ميانه‌رو ز دو جانب نگاهبان دارد * * * گشته است در ميانه‌روى عمر ما تمام * ما از پل صراط همينجا گذشته‌ايم و همانا كه صراط مستقيم عبارت از اين مرتبهء توسط است كه بنده را بر سبيل استقامت مىكشاند به بهشت حقيقى . و استعمال قوت را بر منهج اعتدال و توسّط فضيلت خوانند و اجناس فضايل چهار است : اوّل ، حكمت ؛ و آن از اعتدال قوت لطفى حاصل شود . دوّم ، عفّت ؛ و آن از اعتدال قوّت شهوانى حاصل شود . سوم ، شجاعت ؛ و آن از اعتدال قوّت غضبى حاصل شود . چهارم ، عدالت ؛ و آن از موافقت و مناسبت و مسالمت قوا با يكديگر حاصل شود . و

--> ( 1 ) . « مخاطر » جمع است و مفرد آن كاربرد ندارد و مترادف « خطر » است . به كار بردن جمع عربى با علايم جمع فارسى در آن دوره معمول بوده است . چون در رسم الخطّ متداول در عصر نويسنده ، هاء غير ملفوظ نوشته نمىشده مىتواند مخاطره‌ها نيز خوانده شود . ( 2 ) . اين تقسيم‌بندى برگرفته از اخلاق ناصرى است . نك : ص 108 .